To get used to: جملات، تمرین‌ها، آزمون‌ها و مثال‌ها

Get used to استفاده می‌کنیم

در حالی که be used to یک حالت را توصیف می‌کند («از قبل به چیزی عادت داشتن»)، get used to به فرایند عادت کردن به چیزی اشاره دارد. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که چیزی در ابتدا جدید یا دشوار است، اما به‌تدریج آشناتر می‌شود.

این ساختار را می‌توان در زمان‌های مختلف به کار برد: get / gets used to، am / is / are getting used to، got used to، was / were getting used to، will get used to و غیره.

حال ساده (get / gets used to) اغلب به معنی «به‌مرور زمان عادت می‌کند» (یک فرایند کلی) است، در حالی که حال استمراری (am / is / are getting used to) بر «همین حالا در حال عادت کردن به آن است» تأکید می‌کند.

تفکیک نتیجه و فرایند در گذشته مهم است:
got used to = به آن عادت کرد (نتیجه)،
was / were getting used to = داشت به آن عادت می‌کرد (فرایند).

در آینده معمولاً از این‌ها استفاده می‌کنیم:
will get used to = به آن عادت خواهد کرد (فرایند)،
will be used to = از قبل به آن عادت خواهد داشت (حالت).

I get used to my new job a little more every week.
من هر هفته کمی بیشتر به شغل جدیدم عادت می‌کنم.
She gets used to long working hours over time.
او به‌مرور زمان به ساعت‌های کاری طولانی عادت می‌کند.
I am getting used to the new routine.
دارم به روال جدید عادت می‌کنم.
I was getting used to the new routine when the schedule changed again.
داشتم به برنامهٔ جدید عادت می‌کردم که برنامه دوباره تغییر کرد.
Don’t worry — you will get used to speaking in meetings.
نگران نباش — به صحبت کردن در جلسات عادت می‌کنی.
In a few months, you will be used to the new system.
چند ماه دیگر، به سیستم جدید عادت خواهید کرد.

Get used to فرم

الگوی اصلیِ get used to همان الگوی be used to است: بعد از used to از مصدرِ -ing (فعل + -ing) یا یک اسم استفاده می‌کنیم. تنها تفاوت، فعلِ اصلی است: به‌جای be از get (یا شکل‌های آن) استفاده می‌کنیم.

Present
Subject + get / gets used to + V-ing / noun
Subject + am / is / are getting used to + V-ing / noun

She gets used to waking up early in spring.
او در بهار به زود بیدار شدن عادت می‌کند.
They get used to the new rules after a few weeks.
آن‌ها بعد از چند هفته به قوانین جدید عادت می‌کنند.
He is getting used to driving on the left.
او دارد به رانندگی در سمت چپ عادت می‌کند.

Past
Subject + got used to + V-ing / noun
Subject + was / were getting used to + V-ing / noun

She got used to the new schedule.
او به برنامهٔ زمانی جدید عادت کرد.
We were getting used to working remotely.
داشتیم به کار کردن از راه دور عادت می‌کردیم.

Future
Subject + will get used to + V-ing / noun
Subject + will be used to + V-ing / noun

You will get used to speaking English every day.
شما به صحبت کردن به انگلیسی هر روز عادت خواهید کرد.
After a few weeks, you will be used to the early mornings.
بعد از چند هفته، به صبح‌های زود عادت می‌کنید.

Get used to قانون

  • بعد از used to در این ساختار، همیشه از یک اسم یا فعل با -ing استفاده می‌کنیم، نه مصدر. این همان قاعده‌ای است که دربارهٔ be used to هم داریم.
    ❌ She is getting used to work at night.
    ✅ She is getting used to working at night.
  • عادت کردن به این فرایند را برجسته می‌کند: ما هنوز کاملاً به چیزی عادت نکرده‌ایم، اما به‌تدریج داریم به آن عادت می‌کنیم. اغلب با آن قیدهایی مثل به‌آرامی، به‌تدریج، بالاخره را می‌بینید.
    I am slowly getting used to living alone.
    من کم‌کم دارم به تنها زندگی کردن عادت می‌کنم.
  • اغلب با عبارت‌های زمانی‌ای به کار می‌رود که تغییر را نشان می‌دهند: در ابتدا، بعد از مدتی، در آغاز، به‌مرور زمان.
    At first it was hard, but after a while I got used to it.
    اوایل سخت بود، اما بعد از مدتی به آن عادت کردم.
  • در گذشته، got used to معمولاً بر نتیجه تأکید می‌کند، در حالی که was / were getting used to بر فرایند تأکید می‌کند.
    I got used to the noise after a few days.
    بعد از چند روز به سر و صدا عادت کردم.
    I was getting used to the noise, but it still bothered me.
    داشتم به سر و صدا عادت می‌کردم، اما هنوز اذیتم می‌کرد.

Get used to نفی

منفی‌سازی به زمان بستگی دارد: در زمان حال — don’t / doesn’t، در گذشته — didn’t، در آینده — won’t. گزینه‌های وجهی نیز رایج‌اند: can’t، couldn’t.

Present
Subject + don’t / doesn’t + get used to + V-ing / noun

Past
Subject + didn’t + get used to + V-ing / noun

Future
Subject + won’t (will not) + get used to + V-ing / noun

(или: Subject + can’t / couldn’t + get used to + V-ing / noun)

He doesn’t get used to working late.
او به دیر کار کردن عادت نمی‌کند.
They don’t get used to the cold weather easily.
آن‌ها به‌راحتی به هوای سرد عادت نمی‌کنند.
She didn’t get used to working remotely.
او به دورکاری عادت نکرد.
I won’t get used to the silence in the countryside.
من به سکوتِ روستا عادت نخواهم کرد.
I can’t get used to this noise.
نمی‌توانم به این سر و صدا عادت کنم.

Get used to سؤالات

سؤال‌ها به زمان فعل بستگی دارند: در زمان حال — do / does، در زمان گذشته — did، در زمان آینده — will. عبارت get used to بعد از فاعل بدون تغییر می‌ماند.

Present
Do / Does + subject + get used to + V-ing / noun?

Past
Did + subject + get used to + V-ing / noun?

Future
Will + subject + get used to + V-ing / noun?

Do they get used to studying online?
آیا آن‌ها به درس خواندن آنلاین عادت می‌کنند؟
Does he get used to early mornings quickly?
آیا او به صبح‌های زود به‌سرعت عادت می‌کند؟
Did she get used to driving in the city?
آیا او به رانندگی در شهر عادت کرد؟
Will you get used to living with roommates?
آیا به زندگی با هم‌اتاقی‌ها عادت می‌کنی؟

در پرسش‌های Wh-، یک کلمهٔ پرسشی (what, where, why, how, who و غیره) را پیش از do / does / did / will می‌آوریم. بقیهٔ ساختار همان می‌ماند.

Wh-word + do / does + subject + get used to + V-ing / noun?
Wh-word + did + subject + get used to + V-ing / noun?
Wh-word + will + subject + get used to + V-ing / noun?

What do you get used to doing in the evenings?
عادت کرده‌اید عصرها چه کارهایی انجام دهید؟
When did she get used to waking up so early?
او از کی به این زود بیدار شدن عادت کرد؟
How much will you get used to spending on travel?
چقدر به هزینه‌کردن برای سفر عادت خواهید کرد؟

Get used to اشتباهات رایج

در ادامه، اشتباهات رایج دربارهٔ get used to آمده است: حذف کردن -ed در used، استفاده از مصدر به‌جای اسمِ مصدر (gerund)، و قاطی کردن get used to (فرایند) و be used to (حالت).

❌ I am get used to wake up early.
✅ I am getting used to waking up early.
❌ He get use to the noise.
✅ He got used to the noise.
❌ She gets used to study at night.
✅ She gets used to studying at night.
❌ You will get used work here.
✅ You will get used to working here.
❌ In a few months, you will get used to it (when you mean “state”).
✅ In a few months, you will be used to it (state).

Get used to جملات

I get used to the workload faster when I plan my day.
وقتی روزم را برنامه‌ریزی می‌کنم، سریع‌تر به حجم کار عادت می‌کنم.
She gets used to speaking English at work little by little.
او کم‌کم به صحبت کردن به زبان انگلیسی در محل کار عادت می‌کند.
We are getting used to the new schedule.
ما داریم به برنامهٔ جدید عادت می‌کنیم.
He is getting used to driving on the left.
او دارد به رانندگی در سمت چپ عادت می‌کند.
I got used to the noise after a few days.
بعد از چند روز به سر و صدا عادت کردم.
We were getting used to the new system when it was updated.
ما داشتیم به سیستم جدید عادت می‌کردیم که به‌روزرسانی شد.
They will get used to speaking in meetings.
آن‌ها به صحبت کردن در جلسات عادت خواهند کرد.
He will get used to the workload soon.
او به‌زودی به حجم کار عادت خواهد کرد.

Get used to نمونه‌ها

People often get used to living in a new city after a few months.
مردم اغلب پس از چند ماه به زندگی در یک شهر جدید عادت می‌کنند.
She gets used to the colder weather every winter.
او هر زمستان به هوای سردتر عادت می‌کند.
I am getting used to studying in the evening.
دارم به درس خواندن در عصر عادت می‌کنم.
They are getting used to life in a small town.
آن‌ها دارند به زندگی در یک شهر کوچک عادت می‌کنند.
He got used to the long commute after a few weeks.
او بعد از چند هفته به رفت‌وآمد طولانی عادت کرد.
We got used to the new office very quickly.
ما خیلی زود به دفتر جدید عادت کردیم.
She will get used to presenting in public with practice.
او با تمرین به ارائه در جمع عادت خواهد کرد.
In a few weeks, you will get used to the new routine.
چند هفته دیگر به روال جدید عادت خواهید کرد.

تمرین‌های دستور زبان انگلیسی موجود در برنامه

Tenses

Conditionals

Sentences

Verbs